در ادامه بحث قبل، بقیۀ گفتگوی مفاهیم با زرتشت را شاهدیم. در سرود دوم گاتها، اشتودگاه، یسناهات ۴۳، باب ۹، چنین می خوانیم:
«ای مزدا اهوره! براستی ترا پاک شناختم؛ آنگاه که منش نیک نزد من آمد و پرسید: -«چگونه خود را باز می شناسانی» [و من بدو پاسخ دادم:] -«با دهش آن نماز که نزد آذر تو می گزارم. تا بدان هنگام که مرا توش و توان هست، به «اشه» خواهم اندیشید...»(ترجمۀ جلیل دوستخواه)
«آنگاه ترا مقدس شناختم ای مزدا اهورا که وهومن به سوی من شتافت و پرسید بچه چیز خودت را تشخیص توانی داد؟ (زرتشت گوید) تا مدتیکه آتش تو زبانه کشد و من در مقابل آن ستایشکنان فدیه آورم پیرو راستی خواهم بود.»(ترجمۀ پورداود)
«ای خداوند جان و خرد، آنگاه ترا پاک شناختم که منش پاک بمن روی آورد و نور پاکی و شناخت به قلبم راه یافت، پرسیدم: چه کسی را خواستاری پیش از همه مورد پرستش و ستایش قرار دهم؟ خود پاسخ دادم: تا زمانی که مرا نیرو و توان است فروغ تابناک تو را ای مزدا می ستایم و به آیین راستی دل خواهم بست.»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«یقینا تو را ایزدمیشناسم ای مزدااهورا چون بوسیله وهومن نیکی به من در آمد از او پرسیدم به که میخواهی که نماز برم(و نیایش کنم) از آنگاه به آتش پاک تو من نماز می برم و از همه برتر تا میتوانم اشا(راستی و درستی) را گرامی خواهم داشت.»(ترجمۀ پروفسور شوشتری)
«ای خدای دانا آنگاه تو را مقدس شناختم که وهومن(منش پاک) به من روی آورد و پرسید: چه راهی را با صمیم قلب، پیروی خواهی کرد؟ و من پاسخ دادم، من راستی را که بهترین و والاترین راه است پیروی می کنم و تا آن زمان که نیرو دارم دل به فروغ مینوی خواهم بست.»(ترجمۀ موبد شهزادی)
«ای مزدااهورا، آنگاه ترا پاک شناختم که اندیشۀ نیک بر من فراز آمد و پرسید: به که نماز می آوری؟ گفتم: به فروغ مزدا نماز می آورم، و تا مرا تاب و توان هست دل به راستی می بندم.»(ترجمۀ وحیدی)
خب میبینیم که ترجمه های دوستخواه، وحیدی، شهزادی و پورداود، اشاره دارند که وهومن(منش نیک) با زرتشت پرسش و پاسخی داشته است! ایراد این امر هم همانطور که عرض شد اینستکه منش نیک، موجودی جاندار نیست که بخواهد با کسی پرسش و پاسخی داشته باشد.
در ترجمۀ موبد آذرگشسب و پروفسور شوشتری میبینیم که منش نیک زرتشت را وامیدارد تا خودش این را از خود بپرسد که به نظر من تلاشی است برای پوشش اشتباه. به هر روی در این دو ترجمه هم ایراد دیگری که هست وجود دارد و آنهم نماز خواندن بر آتش یا فروغ اهورا مزدا است که در این باب دیده میشود و این دو ترجمه نیز بدان اشاره دارند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 22:15  توسط مسلمان ایرانی
پیش از این نیز در اینجا دیدیم که در گاتاهای زردشت، مفاهیم دارای گوش فرض میشوند. حال در این بخش از اوستا میبینیم که مفاهیم سخن نیز میگویند:
در سرود دوم گاتها، اشتودگاه، در یسناهات۴۳، در بندهای ۷ و ۸، گفتگوی عجیبی بین زرتشت و منش نیک شاهد هستیم:
«۷ ای مزدا اهوره! براستی ترا پاک شناختم، آنگاه که منش نیک نزد من آمد و پرسید:"کیستی و از کدامین خاندانی و در برابر پرسشها و دودلیهای روزانۀ زندگی خویش و جهان پیرامون خود، کدامین راه را می نمایی و می شناسانی؟" ۸ آنگاه نخست بدو [پاسخ] گفتم:"منم زرتشت که با همۀ توش و توان خویش، دشمن سرسخت دُروَندان و پناه نیرومند اَشَوَنانم"...»(ترجمۀ جلیل دوستخواه)
«۷ آنگاه ترا مقدس شناختم ای مزدا اهورا وقتی بود که وهومن بسوی من شتافت و از من بپرسید تو کیستی و از چه خاندانی اگر از تو و بستگانت سؤال کنند چگونه و با کدام علامت خود را مُعرّفی توانی نمود ۸ پس من بدو گفتم نخست منم زرتشت و تا باندازه ای که در قوه دارم دشمن حقیقی دروغ پرست و یک حامی قوی از برای دوستاران راستی خواهم بود...»(ترجمۀ پورداود)
«۷ آنگاه ای مزدا اهورا، تو را پاک شناختم که اندیشۀ پاک به من روی آورد و پرسید:کیستی؟ و از کدام خاندانی؟ هنگام دودلی چه راهی را برخواهی گزید؟ چه راهی را میشناسی که به سود برادران و نزدیکان و خودت باشد؟ ۸ آنگاه چنین پاسخ دادم: من زرتشت، دشمن سرسخت دروغ و دروغگویان هستم و تا آنجا که مرا نیرو و توان است با آنها پیکار خواهم کرد ولی با تمام نیرو، یاور نیکان و درستکاران خواهم بود...»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«۷ ای مزدااهورا، آنگاه ترا پاک شناختم که اندیشۀ نیک بر من فراز آمد و پرسید: که هستی و از کیستی؟ و در برابر پرسشها و دودولی های روزانه، دربارۀ جهان و خودت، چه راهی را می شناسانی و می نمایانی؟ ۸ نخست به او گفتم: منم زرتشت، و تا آنجا که در توان دارم، دشمن سرسخت دُروندان و پناه نیرومند راستانم...»(ترجمۀ وحیدی)
«۷ ایزدی تو ای مزدای پاک، ای اهورا ترا می شناسیم چون وهومن نیک در باطن من آمد و از من پرسید که هستی! و از که هستی چه راهی برای شکوک همه روز در نظر میان خویشتن و اطرافیان(نزدیکان) برمیگیری. ۸ پس به آن زرتشت پاسخ داد: من زرتشت هستم و از ازل (سوگند یاد کرده ام) که نیکی را دوست بدارم و تا آنجا که بتوانم بامردمیکه از ناراستی پیروی میکنند مخالف باشم ولی به نیکان خورسندی اندرونی آنان گردم تا همه وقت از نیروی بی نهایت تو بهره مند شوم...»(ترجمۀ پروفسور شوشتری)
«۷ ای مزدا اهورا-هنگامی تو را مقدس شناختم که منش پاک به من روی نمود و واداشت تا بیندیشم که من کیستم و از کجا آمده ام و دریابم که وظیفه من در این جهان چیست و به طرفداری از کدام گروه(نیکان یا بدان) برخیزم؟ ۸ آنگاه به خود پاسخ داده گفتم: من زرتشتم و تا آن جا که نیرو دارم دشمن سرسخت دروغ و پشتیبان استوار راستی خواهم بود...»(ترجمۀ موبد شهزادی)
باز آشکار است که جناب موبد شهزادی برای نجات از نقدی که بر این بند وارد است به تحریف حقیقت پرداخته است و این امر از اختلاف آشکار ترجمۀ ایشان با سایر ترجمه ها آشکار است، پس ما ترجمۀ ایشان را مد نظر قرار نمیدهیم.
خب حالا در مقام نقد میپرسم که آیا منش نیک یا اندیشۀ نیک یا وهومن، جان و گوش و دهان دارد تا این گفتگو را با زرتشت انجام دهد؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 17:59  توسط مسلمان ایرانی
پیشتر دیدیم که زرتشت در از غیرخدا درخواست دادن حاجت میکند. در سرود دوم گاتها(اشتودگاه) در یسناهات ۴۳، در بند۱، زرتشت بار دیگر از آرمیتی درخواست دادن حاجتش را میکند:
«ای آرَمیتی! برای نگاهبانی از «اشه»، فرّ و شکوهی را که پاداش زندگی در پرتو «منش نیک» است، به من ارزانی دار.»(ترجمۀ پورداود)
« ای آرمئیتی(نشان ایمان و مهرورزی)، آن پرتو ایزدی که پاداش زندگانی سراسر نیک منشی است، به من ارزانی دار.»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«ای آرمئیتی، ای مهر خدایی ما را در زندگی از بخشش بینایی کامل و منش پاک برخوردار ساز.»(ترجمۀ موبد شهزادی)
«ای پارسایی، آن پرتوی راکه پاداش زندگی نیک منشانه است، به من ارزانی دار.»(ترجمۀ وحیدی)
«ای آرمایتی! میخواهم سعادت پرتو ایزدی و زیست وهومنی-بخشش کن»(ترجمۀ پروفسور شوشتری)
پس طبق این بخش از گاتاهای زرتشت، وی از غیرخدا درخواست حاجت کرده است و این شرک است. دوباره میپرسم که آیا دست توانایی غیر از خدا در این جهان هست که حاجت وی را بدهد؟ و آیا آرمیتی بدون اذن خدا میتواند حاجت بدهد؟ البته که نه. پس ای درخواست، درخواست باطل است.
بهانه ای که زرتشتیها معمولا در اینگونه موارد دست و پا میکنند این است که متوسل به مغالطۀ "خودت هم" میشوند و میگویند «شما هم از ائمۀ خودتان حاجت میطلبید!» نخست اینکه اگر این ایراد به تشیع وارد بود، هم باعث نمیشد که بر این درخواست گزاف در گاتهای زرتشت وجود دارد، صحه گذاشته شود و دوم اینکه بزرگان شیعه هرگز ائمه حاجت نمیخواهند. چنان که در دعای توسل نیز آشکار است ما ابداً از ائمه و معصومین نمیخواهیم که حاجت ما را بدهند، بلکه از آنها میخواهیم که نزد خدا برای اجابت دعایمان شفاعت کنند، همین و بس. پس هرگز حاجات خود را از آنها نمیخواهیم، بلکه حاجت را از خود خدا میخواهیم و از معصومین فقط درخواست میکنیم که آنها از خدا بخواهند که حاجت ما را بدهد؛ این کجا و حاجت را از خود آنها خواستن کجا. هر چند برخی عوام شیعه ممکن است از حاجت طلبیدن از امام سخن بگویند ولی این سخن عوام است و نه بزرگان شیعه؛ زرتشتیها اگر میخواهند ایرادی بگیرند از بزرگان ما بگیرند و نه از عوام، چنانکه ما هم ایراد را از بزرگترین فرد در نظرشان گرفتیم.
سایر نقدها ما بر گاتاها را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:57  توسط مسلمان ایرانی
پیشتر دیدیم که در گاتهای زرتشت مفاهیم زنده انگاشته میشوند و از دوستی بین آنها سخن به میان میاید و از آنها خواسته میشود که به سخن زرتشت گوش بدهند و... در سرود اول گاتاها(اهونودوگاه) در یسناهات ۳۴، بند۶ زرتشت اشه(اشا) و منش نیک را مخاطب سخن خود قرار میدهد:
«ای مزدا! ای اشه! ای منش نیک! چون شما به راستی چنین هستید...»(ترجمۀ پوداود)
«ای خداوند خرد، ای نشان راستی(اشا) و روشندلی(وهومن)، چون به راستی تو را چنین(برتر و بالاتر از همه) شناختم...»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«از آنجایی که شما ای مزدا و اشا و وهومن راست(حقیقت) هستید...»(ترجمۀ پروفسور شوشتری)
«ای مزدا و ای راستی و ای اندیشۀ نیک، چون شما چنان هستید که من بدرستی دریافته ام...»(ترجمۀ وحیدی)
در ترجمۀ موبد شهزادی هم طبق معمول بخش مشکلدار حذف شده است و فقط "ای مزدا" را ذکر میکند و مخاطب قرار دادن اشه(راستی) و وهومن و اندیشه نیک خبری نیست، که تضادش با چهار ترجمۀ بالا و به خصوص ترجمۀ پورداود که مورد قبول ماست، نشان از غلط بودنش است و مسلم است که مترجم جهت جبران ایرادها دست به تحریف برده است.
اینجا هم میبینیم که به نقل از زرتشت، مفاهیمی چون راستی و اندیشۀ نیک مخاطب قرار میگیرند.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 22:55  توسط مسلمان ایرانی
در گاتهای زرتشت، همیشه به اشه که به معنای راستی است، چنان نگاه میشود که گویی جان دارد و این جان بخشی های عجیب در سراسر گاتهای زرتشت در مورد کردار و پندار نیک دیده میشود.
در سرود اول گاتها(اهونودگاه)، در یسناهات 33، در بند 14، چنین میبینیم:
«اینک زرتشت... و گفتار و کردار و دل آگاهی و نیروی خود را نزد «اشه» [ارمغان میبرد]»(ترجمۀ پورداود)
«زرتشت...کردار و گفتار، همه ی نیروی خود را به اشا ارمغان میاورد.»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«من که زرتشت هستم...همه کردار و گفتار و همه نیروهای خود را در راه خدمت به مردم جهان آماده کرده ام. »(ترجمۀ موبد شهزادی)
«اینک زرتشت...کردار و گفتار و دل آگاهی و همۀ توان مینویی خود را، به راستی ارمغان میدهد.»(ترجمۀ وحیدی)
«بنابراین زرتشت...بهترین کار و سخن را به اشا و صمیمی ترین ارادت بندگی را به خشتر اهدا مینماید.»(ترجمۀ پروفسور شوشتری)
باز هم ترجمۀ شهزادی راه ماستمالی را پیش گرفته و این از تضادش با سایر ترجمه ها و ترجمۀ عالی پورداود آشکار است. سایر ترجمه ها از اهدای کردار و گفتار زرتشت به اشا(نیکی) که وجود خارجی ندارد، خبر میدهند. آیا میشود به چیزی که جان ندارد چیزی هدیه کرد.
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 20:59  توسط مسلمان ایرانی
یکی از جنبه های شرک موجود در گاتهای زرتشت در سرود اول گاتها(اهونودگاه) یسناهات 33، در بند 11 رؤیت میشود که به نقل از زرتشت، از غیرخدا درخواست پاداش میشود:
«ای مزدا اهوره! ای تواناترین! ای آرمیتی! ای اشه یِ گیتی افزای! ای منش نیک! ای شهریاری مینوی! به من گوش فرادهید و آنگاه که پاداش هر کسی را میبخشید، بر من بخشایش آورید.»(ترجمۀ پورداود)
«ای
اهورا مزدای برتر از همه، با آرمیتی(نشان ایمان فروتنی و آرمان و
وفاداری)، اشا(نشان راستی مایه ی آبادکننده ی جهان) ، وهومن(نشان اندیشه ی
نیک و پاک)، خَشَترا(نشان نیروی معنوی و شهریاری بر خویش)، بمن گوش فرا
دهید و در آن روزی که به هر یک پاداش کردار بخشند، بمن مهربان باشید و آمرزش خود را از من دور مدارید .»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«ای اهورامزدا-ای تواناتر از همه- مرا از ایمان پاک و استوار و خرد مقدس و شجاعت معنوی و فداکاری برخوردار ساز- آواز دلم را بشنو و هنگامی که به هر یک پاداشی در برابر کردارش میبخشی، بدون در نظر گرفتن لیاقتم مرا مشمول آمرزش خویش ساز.»(ترجمۀ موبد شهزادی)
«ای مزدا اهورای تواناتر از همه، و ای پارسایی، و ای راستی گیتی افزا، ای اندیشۀ نیک، و ای توانایی مینویی، به من گوش فرادهید، و آنگاه که پاداش هر کس را میدهید بر من بخشش آورید.»(ترجمۀ وحیدی)
«ای اهورا مزدا تو بر همه تواناترین هستی، و ای ارمایتی، و نیز اشا که به زندگی گیتی سعادت و برکت میدهید و ای وهومن و خشتر به فریاد من برسید و بر من بخشایش کنید، هنگامی که پاداش را از هریک به هریک میبخشید.»(ترجمۀ پروفسور شوشتری)
به غیر از ترجمۀ شهزادی، که آشکارا تحریف در ترجمه کرده است، سایر ترجمه ها، نشان میدهند که در گاتها از غیر خدا نیز در کنار خدا درخواست بخشش شده است و این شرک است. این چه خدایی است که دیگران در کار او دخالت دارند؟ آیا اگر آرمیتی و اشه بخواهند میتوانند برخلاف ارادۀ اهورامزدا بخششی کنند؟ اگر نه که پس سخن زرتشت بیجا است و اگر آری این نشانگر ضعف در وجود اهورامزدا خواهد بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 21:11  توسط مسلمان ایرانی
پیشتر در اینجا و اینجا، دیدیم که در گاتهای زرتشت، طوری تصور میشود که گویی مفاهیم و چیزهایی که جان ندارند و فقط یک مفهوم ذهنی دارند، جان دارند، با هم دوستی میکنند و سخن میگویند! نمونۀ دیگر این مسئله را در سرود اول گاتاها(اهونودگاه) در یسناهات 33، در بند 11 میبینیم:
«ای مزدا اهوره! ای تواناترین! ای آرمیتی! ای اشه یِ گیتی افزای! ای منش نیک! ای شهریاری مینوی! به من گوش فرادهید و ...»(ترجمۀ پورداود)
«ای اهورا مزدای برتر از همه، با آرمیتی(نشان ایمان فروتنی و آرمان و وفاداری)، اشا(نشان راستی مایه ی آبادکننده ی جهان) ، وهومن(نشان اندیشه ی نیک و پاک)، خَشَترا(نشان نیروی معنوی و شهریاری بر خویش)، بمن گوش فرا دهید و ...»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«ای اهورامزدا-ای تواناتر از همه- مرا از ایمان پاک و استوار و خرد مقدس و شجاعت معنوی و فداکاری برخوردار ساز- آواز دلم را بشنو و...»(ترجمۀ موبد شهزادی)
«ای مزدا اهورای تواناتر از همه، و ای پارسایی، و ای راستی گیتی افزا، ای اندیشۀ نیک، و ای توانایی مینویی، به من گوش فرادهید، و ...»(ترجمۀ وحیدی)
باز کاملاً آشکار است که جناب موبد شهزادی برای اینکه ایراد را برطرف سازد، در ترجمه تحریف آورده است که با هر سه ترجمۀ دیگر ولی سه ترجمۀ دیگر کاملاً با هم مطابق با هم هستند و ترجمۀ معتبر مورد نظر ما(پورداود) نیز در بین آنهاست. پس باز هم ترجمۀ جناب شهزادی بخاطر این تناقض برای ما قابل قبول نیست و آشکار است که با هدف ماستمالی به تحریف حقیقت پرداخته است.
با توجه به این بند از گاتهای زرتشت، میبنیم که زرتشت از مفاهیمی چون راستی، پارسایی، اندیشۀ نیک و ... میخواهد که سخن او را بشنوند! ولی این مفاهیم نه جان دارند و نه گوش که بخواهند صدای او را بشنوند!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:11  توسط مسلمان ایرانی
هر کس با صفات خدا
آشنایی داشته باشد، میداند که خداوند همه جا هست، پس اینکه بگوییم خدایا
به سوی من بیا، سخنی باطل است و همینطور خداوند غیرقابل دیدن است، پس
اینکه بگوییم خدایا خودت را به من نشان بده، دعایی اشتباه هست.
این اشتباه فاحش در گاتها در سورد اول(اهونودگاه) در یسناهات 33 در بند 7 دیده میشود:
«ای مزدا! ای نیک ترین! به سوی من آی و نمایان شو...»(ترجمۀ پورداود)
«ای بهترین و ای خداوند خرد، بسوی من آیید و خود را بمن آشکار سازید...»(ترجمۀ موبد آذرگشسب)
«ای مزدا-ای بهتر از همه-در اندیشه ام راه یاب تا به درک تو نائل شوم...»(ترجمۀ موبد شهزادی)
«ای مزدای بهترین، به سوی من آی و خود را به من بنمای...»(ترجمۀ وحیدی)
کاملاً آشکار است که ترجمۀ شهزادی، قصد تفسیر دارد و ترجمه را درست نیاورده است و از این مسئله از تضادش با سایر ترجمه ها و به بخصوص با ترجمۀ پورداود که از بقیه معتبرتر است، را آشکار میکند.
پس اگر این سخن از زرتشت باشد، باید بگوییم که زرتشت، دعایی غلط کرده است. آیا زرتشت نمیدانسته است که خدا همیشه همه جا هست و نیازی نیست از او بخواهیم پیش ما بیاید؟
باز آیا زرتشت نمیدانست که خداوند هرگز آنقدر محدود نمیشود که بتواند او را ببیند؟
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 17:58  توسط مسلمان ایرانی
در گاتهای زرتشت در سرود یکم(اهونودگاه) در یسنا هات 32، بند 13، چنین میخوانیم:
«ای مزدا! "گِرِهمَ"هر اندازه هم که آرزومند بدست آوردن شهریاری در پناه بدترین منش باشد، سرانجام تباه کنندۀ زندگی(خود) خواهد بود. آنگاه آنان(گناهکاران) آرزومندانه خواستار پیام "پیام آور" تو خواهند شد که اشه را در برابر هراس انگیزی وی نگهبانی کند »(ترجمۀ پورداود)
«قدرتی که اینان (گرهما و کرپن ها) در راه تبه کاری و کج اندیشی به دست میاورند، سرانجام موجب بدبختی خود آنها خواهد گشت. ای خداوند خرد، آنگاه همین گرگان آزمند، با میل شدید آرزوی پیام پاک "پیام آور" تو را خواهند داشت، پیام آوری که نیکان و پاکان را در برابر تهدید دشمنان نگه خواهد داشت»(ترجمۀ آذرگشسب)
«با هر نیرویی که این پیشوایان دروغین دینی خواسته باشند، با منش زشت خود بر مردم سروری کنند، در پایان به تباهی زندگی خودشان خواهد انجامید، ولی هر زمانی که این افراد از کردار زشت خود پشیمان شوند و در پی پیام راستین برآیند "پیامبر خدا" آنها را میپذیرد و به سوی راستی هدایت میکند.»(ترجمۀ شهزادی)
«هر نیرویی که گرهما در پناه بدترین اندیشه ها آرزوی به دست آوردن آن را دارد، سرانجام زندگی خود او را به تباهی میکشاند. آن زمان است، ای مزدا، که با ناله و زاری، خواهان شنیدن پیام "پیام آور" تو میگردد. پیام آوری که راستی را، در برابر دشمنان آن نگه میدارد»(ترجمۀ وحیدی)
هر چند این ترجمه ها با هم تفاوت دارند، ولی در مورد پیامبر اتفاق نظر دارند. با توجه به این فرمایش از جناب زرتشت، ایشان آشکارا از وجود پیامبر خدا در بین مردم، اقلاً در زمان خودش، اشاره دارد، هر چند در اینجا اشاره نمیکند که این پیامبر خود اوست، ولی به وجود پیامبر و لزوم آن اشاره دارد. پس باز هم باور برخی مریدان جدید زرتشت که خیال میکنند، زرتشتیت دین نیست و به پیامبری اعتقاد ندارد، باطل و غلط است.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 10:29  توسط مسلمان ایرانی
بدون شک انسان وقتی ببیند که بین چیزهایی که دارای هویت نیستند و شخصیت ندارند و در واقع مفهوم هستند، از روابطی مثل دوستی سخن گفته میشود، این سخن را به دور از خردورزی میداند.
یکی از این موارد، در گاتها در سرود اول(اهونودگاه) در یسناهات32، بند2 است:
««اشه»ی تابناک را که دوست «سپندارمذ» است، برای شما برگزیده ام»(ترجمه پورداود)
«آرمان و وفاداری و فروتنی پاک(سپنده آرمیتی) که با اشایی تابناک دوست نزدیک است برای شما برگزیده ام.»(ترجمه موبد آذرگشسب)
«راستی فروغمند را که برای پارسایی یاوری نیک است، برای شما برگزیده ام.»(ترجمه وحیدی)
ترجمه موبد شهرزادی، در این بند یک دعای دیگر را مطرح میکند، که هیچ شباهتی به سه ترجمه بالا ندارد و خب عدم تطابقش باعث میشود که آنرا کنار بگذاریم. در حالی که این سه ترجمه از پاسخ اهورامزدا به سخن میگویند، جناب شهرزادی در ترجمۀ گوهربار(!) خود، یک سری دعا و خواهش دیگر را مطرح میکند!! به هر حال نظر ایشان نه با ترجمۀ معتبرتر و نه با سایر ترجمه ها همخوان نیست.
خب در این ترجمه ها، از دوستی بین راستی و پارسایی یا دوستی بین اشه و سپنتدارمذ و آرمیتی سخن میرود. آیا اشه یا راستی، دارای هویت و شخصیت است که بتواند با کسی دوستی کند؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 22:38  توسط مسلمان ایرانی